صراط مستقیم

فرهنگی،اعتقادی،اجتماعی

صراط مستقیم

فرهنگی،اعتقادی،اجتماعی

صراط مستقیم

من، علی سهراب پور، متولد شهرستان کازرون (استان فارس) و فعلا در حوزه علمیه کازرون مشغول به تدریس هستم.
تمام تلاش من این است که بتوانم خدمتی از لحاظ فکری و اعتقادی به دوستان عزیزم کرده باشم.

آخرین نظرات

۲۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «صراط مستقیم» ثبت شده است

جناب آقای حسین معصومی؛یکی از دوستان عزیز بنده است که زحمت کشیده اند و صحبت های مرا که در موضوع جلسه خواستگاری بوده،به صورت برنامه ی اندرویدی آماده نموده اند.

ضمن تشکر فراوان از ایشان؛ دوستان عزیز می توانند از طریق برنامه "بازار"و با جستجو عبارت "مشاوره ازدواج صوتی" این برنامه را به صورت رایگان دانلود نمایند

برای انتقال به آدرس برنامه در سایت بازار بر روی آدرس زیر کلیک کنید


"مشاوره ازدواج صوتی"


سوالات غیر مستقیم مربوط به جلسه خواستگاری نوشته نشده است


برنامه های دیگر:


  • علی سهراب پور

کمال مومن

۱۹
مرداد

امام صادق (علیه السلام)

کَمالُ الْمُؤْمِنِ فى ثَلاثِ خِصال: الْفِقْهُ فى دینِهِ، وَ الصَّبْرُ عَلَى النّائِبَهِ، وَالتَّقْدیرُ فِى الْمَعیشَهِ.
کمال مؤمن در سه خصلت است: آشنا بودن به مسائل و احکام دین، صبر در مقابل شداید و ناملایمات، حساب و کتاب و برنامه ریزی در معیشت و زندگی

أمالى طوسى: ج 2 ص 279.
  • علی سهراب پور

تلخی دوران اصلاحات،چیزی نیست که قابل فراموشی باشد.دورانی که با روی کارآمدن آقای محمد خاتمی در 2خردادسال 76 آغاز شد.

هجمه وسیع به دین و مبانی دینی،گسترش هدفمند فساد در جامعه،تقابل با منویات رهبری،سیاه نمایی از گذشته انقلاب، زیر سوال بردن اقدامات امام،تضعبف ارزش های اسلامی و... فقط قسمتی از مسائلی است که درآن دوران بر این کشور گذشت.

جناب آقای هاشمی رفسنجانی؛تقریبا از همان اوائل دوران اصلاحات ، موضع گیری های خوبی در  قبال این مسائل اتخاذ کردند و سعی نمودند به روشنگری بپردازند. اما ایشان در اواخر دوران اصلاحات و در نزدیکی نهمین انتخابات ریاست جمهوری که اتفاقا خود ایشان هم کاندیدای شده بود؛ جملاتی را در مورد دولت اصلاحات بیان کردند که کاملا با آنچه قبلا در مورد این جریان به زبان آورده بودند در تضاد بود.

دلیل پرداختن به این موضوع به این جهت است که عده ای در سطح کشور، وقتی بحث در مورد مواضع ایشان در مورد جریان اصلاحات پیش می آید ، فقط قسمت اول سخنان ایشان را بازگو می کنند و به گونه ای القا می کنند که انگار ایشان مدام و مستمرا بر انحراف این جریان تاکید داشته اند. و از این طریق هرگونه انتقاد از عملکرد ایشان را تخریب وانمود می کنند. در واقع هدف روشن شدن واقعیت است

.

اما سخنان آقای هاشمی رفسنجانی در انتقاد از جریان اصلاحات

« هدف دشمنان در ابتدای پیروزی انقلاب این بود که با ترویج لیبرالیسم،ماهیت انقلاب اسلامی را مخدوش کنند و اینک همان شیوه را با ادبیات تازه شروع کرده اند ... تفاوتی که مباحث امروز کرده آن است که این حرف ها را ما از زبان داخلی ها می شنویم.»(هفته نامه پرتو سخن،17 آذر 78،ص 2)

« امروز عده ای آن قدر گستاخ شده اند که صریحا در اجتماعات می گویند و در روزنامه هایشان می نویسند که دین نه تنها کارایی ندارد بلکه حکومت دینی مضر است»( هفته نامه پرتو سخن،19 مرداد 79،ص2)

« می خواهند به نام آزادی و چیزهایی دیگر،حالت بسیار شکننده ای برای مردم به وجود بیاورند»( هفته نامه پرتو سخن،20 تیر 80)

«روزنامه هایی که همسو با رسانه های بیگانه می گویند اسلام کارایی ندارد ؛ این مطبوعات پیاده نظام دشمن هستند».( هفته نامه پرتو سخن،30 آبان 80)

« این سیاه نمایی ها تقریبا بعد از دوم خرداد 76 شروع شده است،به طوری که حتی افتخارات نظام،دفاع مقدس و حضرت امام راحل را هم زیر سوال بردند»(هفته نامه پرتو سخن،7 بهمن 81،تمام منابع به نقل از کتاب مشروعیت آسمانی می باشد)

« دوم خرداد ذاتا می توانست تکامل دوران سازندگی باشد،البته اگردرست عمل کرده بودند. با ترکیبی که به وجود آمده بود، می توانستند همان سیاست سازندگی،سیاست های باز و تنش زدایی را ادامه دهند و روشنفکرها  را هم با خودشان داشته باشند. ولی هرج و مرجی که حواشی آقای خاتمی و به خصوص در مطبوعات و رسانه های خارجی و جریان های حزبی راه انداختند،منفی بود یعنی به کشور ضربه زد. هم وحدت ملی را مخدوش کرد و هم در کشور القای دوگانگی در حکومت کرد که برای کشور بسیار ضرر دارد»(روزنامه کیهان،30 بهمن 82، ص 12 به نقل از کتاب گفتمان مصباح)

 

اما سخنان آقای هاشمی رفسنجانی در حمایت از جریان اصلاحات

«من خودم را پایه گذار اصلاحات می دانم. ولی دولت خاتمی را مرحله ای پیشرفته تر از مرحله ی خودم می دانم که به تدریج می رفتیم؛ می دانم. جریان اصلاحات باید به جلو حرکت کند و کسی هم نمی خواهد با آن مخالفت کند»(روزنامه ایران،1 تیر 84،ص 3)

« آقای خاتمی تقریبا در مسیر سیاست های دوره ی مسولیت من پیشرفت کرد.البته با اقتضائات زمان هم همراه بود. شاید اگر من هم می خواستم ادامه دهم به همین جاها می رسیدم»(روزنامه همشهری،16 خرداد 84،ص 1و 2 تمام منابع به نقل از کتاب گفتمان مصباح می باشد)

همان گونه که مشاهده کردید جملات اخیر آقای هاشمی با مواضع قبلی ایشان اصلا سازگاری ندارد.

آیا نظر ایشان نسبت به این جریان تغییر کرد؟؟! و یا هدف ایشان از حمایت و پیوند دولت اصلاحات به دولت خود این بود که در انتخابات نهم ریاست جمهوری از حمایت این جریان برخوردار شود!! نمی دانم.

البته هر کدام را بپذیریم نتیجه خوبی به دنبال نخواهد داشت.

  • علی سهراب پور

اشاره: بدحجابی و بعضا بی حجابی تعدادی از بازیگران زن سینما و تلویزیون در محافل و مجالس مختلف چیزی نیست که بر کسی پنهان باشد. مطالب ذیل در واقع اشاره ای است به همین مهم.


می گویند خیلی سخت است لحظه ی مردن!  بسته شدن زبان و رفتن توان و نیرو از اندام ها، گریه ی اطرافیان و وداع با آن ها! جدا شدن از تمام وابستگی هادیدن چیزهایی که قبل از آن لحظه انسان نمی توانست آن ها را ببیند

اما مهم نیست!

بازیگران که نمی میرند!



می گویند قبر هر روز می گوید که منم خانه ی غربت، منم خانه ی وحشت، منم خانه ی کِرم! فشار قبر آن قدر دشوار است که تصورش دنیا را بر انسان تنگ می کند

اما مهم نیست!

بازیگران که نمی میرند!

 


می گویند فاصله ی مرگ تا قیامت را برزخ پر می کند. اهالی برزخ فریاد می کنند که چقدر نزدیک است که گریه کنید بر نفس های خود ( خطاب به زنده ها) و سودی نداشته باشد، مثل ما که گریه می کنیم و سودی ندارد، قبل از این که مثل ما گرفتار شوید، تلاش کنید.

اما مهم نیست!

بازیگران که نمی میرند!

 


می گویند قیامت خیلی هولناک است! ترسی است که بزرگ ترین ترس هاست! حتی فرشته ها و آسمان و زمین و باد و کوه و صحرا و دریا هم از قیامت می ترسند!

اما مهم نیست!

بازیگران که نمی میرند!




می گویند بیرون آمدن از قبر، بر انسان خیلی سخت است! از هول چشم بلند نمی کند!

اما مهم نیست!

بازیگران که نمی میرند!

 


می گویند از انسان سخت حساب کشیده می شود! از عمر او که در چه فنا کرده، از جوانی او که در چه کهنه کرده، از مالش که از کجا آورده و در کجا خرج کرده و از محبت اهل بیت.

اما مهم نیست!

بازیگران که نمی میرند!

 


می گویند صراط پلی است که روی جهنم کشیده اند! از مو باریک تر است و از شمشیر برنده تر و از آتش گرم تر!

اما مهم نیست!

بازیگران که نمی میرند!

 

 


بازیگران که نمی میرند، پس کل نفس ذائقه الموت!یعنی چی؟



*** 

بازیگران، نمونه ی واضح کسانی اند که نمی میرند، القصه گویا خیلی های دیگر هم نمی میرند!


بالاخره باید یک فرقی باشد بین کسانی که فکر می کنند می میرند و کسانی که فکر نمی کنند می میرند!

 

 

منبع:وبلاگ شیخ معصومه
  • علی سهراب پور

یکی از سوالاتی که مطرح می شود این است که چرا خداوند در آیه 34 سوره نساء زدن زنان را مجاز دانسته است؟ آیا این مسئله ظلم به زن نیست؟


در پاسخ به این سوال باید عرض کنیم:

 

برای این که بتوانیم قضاوت درست و درک صحیحی از این آیه قرآن بدست بیاوریم لازم است عین آیه قرآن را ذکر کنیم. آیه 34 سوره نساء می فرماید:

فالصالحات قانتات حافظات للغیب بما حفظ الله وَاللاّتِی تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإنْ أَطَعْنَکمْ فَلاَ تَبْغُوا عَلَیْهِنَّ سَبِیلاً"؛


زنان صالح، زنانى هستند که متواضعند، و در غیاب (همسر خود،) اسرار و حقوق او را، در مقابل حقوقى که خدا براى آنان قرار داده، حفظ می ‏کنند. و (اماآن دسته از زنان را که از نشوز و سرکشى و مخالفتشان بیم دارید،پند و اندرز دهید! (و اگر مؤثر واقع نشد،) در بستر از آنها دورى نمایید! و (اگر این راه هم موثر نبود،) آنها را بزنید! و اگر از شما پیروى کردند، راهى براى تعدى بر آنها نجویید)بدانید) خداوند، بلندمرتبه و بزرگ است. (و قدرت او، بالاترین قدرتهاست)


همان طور که ملاحظه فرمودید خداوند حکم زدن را فقط و فقط در مسئله نشوز جایز دانسته آن هم بعد از طی مراحل دیگر.

اما نشوز بدین معناست که زن در مقابل تکالیف اختصاصیش یعنی تمکین بدون هیچ عذر موجهی سرپیچی نماید.

اما برای اینکه مسئله زدن و کیفیت آن قابل فهم باشد نیاز به این مقدمه است(لطفا دقت کنید).

قبل از اسلام به زن اهمیت زیادی داده نمی شد و ظلم های فراوانی به ایشان روا داشته می شد. این مسئله هم اختصاص به عرب ها نداشت و در همین ایران خودمان نیز محدودیت ها و ظلم های فراوانی به زن می شد و حق اعتراضی هم نداشتند. اما اسلام با هرگونه ظلم و ستم به زنان مخالفت کرد و دختر را هدیه الهی به زن و شوهر دانست.

توصیه های زیاد اسلام به برخورد همراه با لطافت و محبت و توجه بیشتر به دختر از همین باب بود. اسلام زن را مانند گلی توصیف کرد که مرد موظف است از او با مهربانی مراقبت کند، اسلام زن را مخلوقی از مخلوقات خدا به حساب آورد و در انسانیت او هیچ تفاوتی با مرد قائل نشد .  اما توصیه های اسلام در مورد زنی که ازدواج می کند بیشتر است.

به مرد توصیه می کند: برای او مهریه که نشان از مهر و محبت است قرار دهد،  او را به بهترین نام ها که دوست می دارد صدا کند، توصیه می کند که لقمه ی غذا در دهان او بگذارد، توصیه می کند او را به کارهای منزل مجبور نکند،  در کارهای خانه به او کمک کند، به او ابراز محبت کنید و بگوید که دوستش دارد.

توصیه می کند که مرد قدردان زحمات او باشد، توصیه می کند از لحاظ جنسی به او ظلم نکند، توصیه می کند تا آنجا که در توان مرد است درجهت تامین وسائل رفاهی زندگی برای همسر خود کوشش کند، توصیه می کند اگر همسر روحیات بد و مشکلاتی دارد صابر باشد، توصیه می کند با انصاف و عدالت با او برخورد کند و بالاخره توصیه می کند او را ابزاری برای رسیدن به اشباع غرایز جنسی خود نداند بلکه او را همراه جاده سعادت خود به شمار آورد.

حال شما تصور کنید مردی که در منزل با همسر خود این گونه رفتار کند و تا می تواند از محبت به همسرش دریغ نکند؛ اما با این حال زن از تنها وظیفه خود که تمکین در مقابل شوهر است سرپیچی کند این مرد چگونه باید رفتار کند.

آیا زن را طلاق دهد؟ آیا به او بی احترامی کند؟ آیا از او شکایت کند؟ آیا مسئله را با دیگران در میان بگذارد؟ آیا او را آن قدر بزند تا به راه بیاید؟ هیچکدام. اسلام هیچکدام را توصیه نمی کند.

بلکه توصیه اسلام این است که در مرحله اول مرد با مهر و محبت زن را نصیحت کند که چرا از وظیفه خود سرپیچی می کند و با صحبت و نصیحت مشکل را برطرف کند. البته واضح است که وقتی قرآن می فرماید او را نصیحت کند مقصود فقط یکبار نیست بلکه چندین بار مرد باید این کار را انجام دهد.

 اگر این کار نتیجه بخش بود که هیچ؛ اما اگر نتیجه بخش نبود در مرحله بعد مرد در هنگام خواب سعی کند روی خود را از زن برگرداند و با کمی فاصله با او بخوابد. چرا که این کار برای زنی که تا دیروز مورد مهر و محبت و توجه مرد بوده بسیار سنگین است و اگر واقعا زن از روی غفلت از وظایف خود سرپیچی می کند به خود می آید و رفتار خود را اصلاح می کند .

پس مرد تا مدتی این کار را انجام دهد و از این طریق نارضایتی خود را اعلام کند . اما اگر این مسئله هم کارساز نشد چی؟ توصیه اسلام آن است که در مرحله مرد می تواند(نه این که واجب باشد) به گونه ی دیگر این نارضایتی خود را نشان دهد و آن هم زدن زن است.
اما نه هر زدنی .بلکه طبق احادیث ما مرد حق ندارد زن را به گونه ای بزند که موجب سرخی و یا کبودی بدن او شود بلکه بر اساس روایت او را با مثل چوپ مسواک که خیلی سبک است و درد آن چنانی هم ندارد باید تنبیه کند. چنانکه پیامبر اکرم (ص)در مورد کیفیت زدن  فرمود : ضربا غیر مبرح؛ زدنی که درد آور و سخت نباشد. پس اسلام حتی می گوید درد آور هم نباشد.

 اما این سوال مطرح است این چه زدنی است که نه سرخ شود و نه کبود؟و حتی درد آور هم نباشد؟

پاسخ واضح است توصیه اسلام به زدن برای تخلیه عقده های مرد نیست بلکه مقصود آن است که زن به خود بیاید و صرفا از این جهت است. چرا که زنی که آن آن اندازه مورد توجه و محبت مرد بوده وقتی می بیند شوهرش او را می زند و لو  آرام به خود می آید و رفتار خود را اصلاح می کند. با خود می اندیشد که چه اشتباهی مرتکب شده که شوهرش مهر و محبت را از وی دریغ می کند.

این شیوه دقیقا بر اساس علم روانشناسی است و حاوی مسائل مهم تربیتی است. در روانشناسی گفته می شود که زنها فطرتا اقتدار طلب هستند و این حس اقتدار طلبی وقتی در آنان اشباع می شود که مورد مهر و محبت شوهرشان قرار گیرند. لذا اگر شوهر به او مهر و محبت کرد اما زن همچنان به وظایف خود عمل نمی کند  بدون شک مشکل از جای دیگر است. که در آن وقت راه اصلاح؛ استمرار بدون قید و شرط محبت نیست.

مسلم است زنی که با او اینگونه رفتار شود و باز هم تمکین نکند و وظیفه خود را انجام ندهد حتما یا قصد آزار و اذیت شوهر خود را دارد، یا با شخص دیگری ارتباط دارد،یا مشکلات دیگری که شاید هیچ ربطی به شوهرش نداشته باشد.

با این توضیحات روشن شد که این توصیه اسلام به مردان، به هیچ وجه ظلم به زن محسوب نمی شود بلکه اتفاقا بهترین راه برای اصلاح مشکل زن می باشد.

البته ناگفته نماند عده ای زدن در آیه را به معنای دیگری گرفته اند که در کتب تفسیری ذکر شده است

  • علی سهراب پور

امام علی (علیه السلام) فرمودند:

«من استطاع أن یمنع نفسه من أربعة اشیاء فهو خلیق بأن لاینزل به مکروه أبداً قیل: و ما هنّ یا أمیرالمؤمنین! قال: العجلة و اللجاجة و العُجب و التّوانی؛

هر که بتواند خود را از چهار چیز نگه دارد؛ هرگز دچار ناراحتی نشود. عرض کردند آنها چیست؟ فرمود: عجله و شتاب، لجاجت و ستیزه‌جویی، عجب و خودپسندی، تنبلی و سستی»

۱. عجله:

- سعی کنیم کارهایمان را  با برنامه ریزی و دقت انجام دهیم نه با عجله.

- سعی شود در کارها، عاقبت اندیشی شود.چرا که عاقبت اندیشی جلو عجله رو می گیرد.

- کسی که کارهایش رو با عجله انجام می دهد، و شکست می خورد فقط باید خودش رو مذمت کند نه دیگری را.

- غالبا کار با عجله پشیمانی را به دنبال دارد

۲. لجاجت:

- لجبازی کار آدم عاقل نیست. چرا که انسان عاقل کار درست را می پذیرد و لو آن که دشمن گفته باشد.

- خیلی از اوقات ، به خاطر لجبازی ، انسان از کارهای خوب و پسندیده ای و موقعیت های استثنایی خود را محروم می کند.

- البته باید توجه داشت نباید در رابطه با دیگران؛ گونه ای رفتار کنیم تا زمینه لجبازی آنان را فراهم کنیم.

۳. مغرورشدن و خودشگفتى

هرگز نباید ضعف ها و کاستی های خود را نادیده بگیریم و خوبی های خود را بزرگ.

- وقتی همه چیز ما از خداست و او می تواند هر لحظه آن را از ما بگیرد؛ پس آیا غرور حماقت نیست؟

۴. کاهلى و سستى

- هر کسی به جایی رسیده از تلاش خود و به کارگیری استعدادهایی بوده که خدا به او داده است. ان لیس للانسان الا ما سعی

- کار امروز را همین امروز انجام دهیم

اگر دقت کنیم خواهیم دید که ریشه مشکلات ما همین هاست . پس بکوشیم تا این ها را از خود دور کنیم.

  • علی سهراب پور

خدا توفیق داده بود که هر صبح بعد از نماز،مشرف می شدیم بقیع. از غربت بقیع که هر چه بگویم کم گفته ام و اصلا قابل گفتن هم نیست باید دید.

تقریبا ساعت 7 صبح بود که از بقیع به طرف مسجد النبی بر می گشتم. از دور، جوان عربی را دیدم که دستش فلج بود و در سینه اش جمع شده بود و در راه رفتن هم کج راه می رفت . همین طور که از دور او را می دیدم اینگونه با خود می اندیشیدم که از لحاظ عقلی احتمالا عقب افتاده است.

همین طور که داشتم به راهم ادامه می دادم او به طرف من می آمد و هر چه به من نزدیک می شد اشتیاق و شوق را بیشتر می شد در چهره او دید. او داشت به من نگاه می کرد و به طرف من می آمد. و بالاخره ما به هم رسیدیم.

جوان عرب با اشتیاق تمام، به من که با لباس روحانی بودم سلام کرد. اما نمی توانست حرفی بزند و من از نوع برخوردش متوجه شدم سلام می کند و من هم جواب سلام او را دادم.

با زبان بی زبانی داشت به من چیزی می گفت و من با خنده پاسخ او را می دادم. انگار از جیبش می خواست چیزی را بیرون بیاورد...آری دست کرد داخل جیبش و موبایلش را بیرون آورد. با شوق و اشتیاق وصف ناپذیری جلد موبایلش را کنار زد و پشت موبایلش را به من نشان داد.

و من متحیر مانده بودم که خدایا این چه می خواهد به من نشان دهد، اما آن چه را که دیدم؛ نفس هایم را در سینه حبس کرد، اشک درچشمان جمع شد و زبانم قفل.

آری این جوان با صفا و عزیز و عاقل پشت موبایل خود با چیزی شبیه لاک غلط گیر نوشته بود:

انی احب الحسین (ع)؛ من حسین (ع) را دوست دارم

  • علی سهراب پور

آقای هاشمی رفسنجانی،در افتتاحیه همایش ملی تحولات خاورمیانه و آینده نظم منطقه‌ای گفت: برای نامگذاری و اسم تحولات اخیر در منطقه نباید پافشاری کرد و می‌توان عناوینی مثل بیداری اسلامی، یا بهار عرب و یا انقلاب‌های مردمی را برای آن در نظر گرفت.

وی گفت: تحولات منطقه هر اسمی می‌تواند داشته باشد؛ چرا که به هر حال هم بیداری در امت اسلامی است، هم حرکت مهمی در دنیای عرب به حساب می‌آ‌ید و هم نوعی تحول در رفتار مردم منطقه است.

اما امام خامنه ای در  مراسم گرامیداشت بیست و سومین سالگرد رحلت امام خمینی(ره با تاکید بر بیداری اسلامی بودن انقلاب های منطقه و پافشاری بر آن ، به تبیین آن پرداختند:

این جنبشها و انقلابهاى منطقه را که نگاه کنید، مى‌بینید همه مرتبط با عزت ملت است. این انقلابها، از یمن و بحرین بگیرید تا مصر و لیبى و تونس و همچنین کشورهائى که هنوز آتش زیر خاکسترند و یک روزى شعله‌ور خواهند شد، همه‌ى اینها انگیزه‌شان بازگشت به عزت ملى و عدالت اجتماعیو آزادى، و همه در سایه‌ى اسلام است. اینکه میگوئیم بیدارى اسلامى، این حرف پایه‌دار است، ریشه‌دار است. ملتهاى مسلمان عدالت را میخواهند، آزادى را میخواهند، مردم‌سالارى را میخواهند، اعتناى به هویت انسانها را میخواهند؛ اینها را در اسلام مى‌بینند، نه در مکاتب دیگر؛ چون مکاتب دیگر امتحان‌داده و شکست‌خورده‌اند. بدون مبناى فکرى هم که نمیشود به این اهداف بلند دست پیدا کرد. آن مبناى فکرى بر حسب ایمان و اعتقاد ملتهاى منطقه عبارت است از اسلام و بیدارى اسلامى. ماهیت جنبشها این است


تکمیلی

"بهار عربی" کلاه‌ غربگرایی بر سر انقلاب‌های خاورمیانه

تاکید ویژه نشریه مجمع تشخیص بر عنوان «بهار عربی»+سند

  • علی سهراب پور

خاک خوشبخت

۱۲
خرداد

سالها پیش از این

             زیر یک سنگ گوشه ای از زمین

  من فقط یک کمی خاک بودم همین!

یک کمی خاک که دعایش

           پر زدن آن سوی پرده ی آسمان بود!

                         آرزویش همیشه

          دیدن آخرین قله ی کهکشان بود!

*

خاک هر شب دعا کرد

      از ته دل خدا را صدا کرد.

             یک شب آخر دعایش اثر کرد

                          یک فرشته تمام زمین را خبر کرد

وخدا تکه ای خاک برداشت

              آسمان را در آن کاشت

                        خاک را

                            توی دستان خود ورز داد

                                         روح خود را به او قرض داد

خاک

  توی دست خدا نور شد

                          پر گرفت از زمین دور شد

راستی

من همان خاک خوشبخت

             من همان نور هستم

پس چرا گاهی اوقات

            این همه از خدا دور هستم

 شعر از عرفان نظر آهاری

  • علی سهراب پور

بعد از اذان مغرب بود که به شهر پیامبر؛ مدینه منوره رسیدیم. به هتل رفتیم و بعد از این که کارت اتاقمان را گرفتیم و نماز را خواندیم و یه مقداری هم استراحت کردیم، همه ی کاروان به اتفاق روحانی کاروان عازم مسجد النبی شدیم.

فاصله هتل ما تا مسجد النبی 2-3 دقیقه ای بیشتر نبود. در بین راه فقط به یک چیز می اندیشیدم... خدایا الان در جایی هستم که همیشه آرزویش را داشته ام، همواره دعایش را و درخواستش می کرده ام. خدایا تو را شکر

بالاخره به صحن مسجد نبوی رسیدیم و روحانی ما شروع کرد به اذن ورود خواندن . با اشک و ذکر به مسجد نزدیک تر می شدیم تا این که به جلو گنبد سبز و زیبای مسجد رسول رسیدیم .(تقریبا همان جایی که در عکس می بینید)

همه با هم شروع به سلام دادن به حضرت رسول کردیم ...السلام علیک یا رسول الله...السلام علیک یا خیره الله...  بعد از سلام و عرض ارادت به رسول الله ، نوبت عرض سلام و احترام به بی بی دو عالم بود.... السلام علیک یا فاطمه الزهرا ... السلام علیک یا بنت رسول الله.....

همه در یک حال خوشی بودیم که ناگهان فریاد و داد بلندی توجه ما رو به خود جلب کرد...آری یکی از مسولان وهابی حرم که سوار بر ماشین کوچکی که مخصوص گشت در صحن مسجد بود جلو ما ایستاده بود و خدا می داند با تمام خشونت همراه با کینه با عربی بر ما فریاد می کشیدکه :

 چرا تجمع کردید و دارید سلام می دهید و گریه می کنید، حق تجمع را ندارید ، نباید بایستید ، گریه نکنید و سریع حرکت کنید و ....

و ما به ناچار حرکت کردیم اما هرچه به اطرافم نگاه می کردم می دیدم گروها و دسته های مختلفی از کشورهای مختلف مانند ما تجمع کردند و زیارت نامه می خوانند و هیچ کسی با آنان کاری ندارد

در همین فکر بودم که روحانی ما جمله ای گفت که جگر همه را سوزاند: رفقا ببینید اینان طاقت دیدن گریه های ما شیعیان رو ندارند و با ما اینگونه با نفرت و غضب برخورد می کنند ، اینان طاقت شنیدن نام فاطمه زهرا را ندارند ...حالا تصور کنید با خود زهرا چگونه برخورد می کردند.....حتی نمی گذاشتند مادرمون هم در خانه خویش گریه کند.... خدایا زهرا از دست اینان چه کشید...


  • علی سهراب پور