صراط مستقیم

فرهنگی،اعتقادی،اجتماعی

صراط مستقیم

فرهنگی،اعتقادی،اجتماعی

صراط مستقیم

من، علی سهراب پور، متولد شهرستان کازرون (استان فارس) و فعلا در حوزه علمیه کازرون مشغول به تدریس هستم.
تمام تلاش من این است که بتوانم خدمتی از لحاظ فکری و اعتقادی به دوستان عزیزم کرده باشم.

آخرین نظرات

شهید محمد مسرور را بهتر بشاسیم

سه شنبه, ۲۰ بهمن ۱۳۹۴، ۰۹:۴۱ ق.ظ

نمی دانم بنویسم یا نه، نمی دانم اشک اجازه می دهد یا نه، نمی دانم تا آخر توان نوشتم دارم یا نه.

اما وقتی یادم می آید که از کودکی تا الان با هم بودیم، وقتی یادم می آید که چقدر دوستش داشتم، وقتی یادم می آید خوب می شناختمش، با خود می گویم مگر می توانی ننویسی؟

با خود فکر می کنم از کجا شروع کنم. شاید بهتر باشد از یکی از آن همه خواب های زیادی که در دفترش پیدا کرده ایم و با خط خودش نوشته بود شروع کنم:

" این خواب خیلی مرا خوشحال کرد. خواب دیدم که امام سجاد(علیه السلام) نوید و خبر شهادت من را به مادرم می گوید و من چهره آن حضرت را دیده و فرمود: تو  به مقام شهادت می رسی و من در تمام طول عمر به این خواب دلبسته ام و به امید شهادت در این دنیا مانده ام و هم اکنون که این خواب را می نویسم یقین دارم که شهادت نصیبم می شود و منتظر آن هم خواهم ماند. تا کی خدا صلاح بداند من هم همچون شهیدان به مقام شهیدان برسم و به جمع آنها بپیوندم و هم اکنون و همیشه در قنوت نمازم همیشه اللهم ارزقنی توفیق الشهاده فی سبیلک است که خداوند شهادت را نصیبم کند و از خدا هیچ مرگی را جز شهادت نمی خواهم"

شاید بعضی ها تعجب کنند،اما آیا عجیب است کسی که همه ی زندگی خود را وقف شهدا و ترویج یاد و نام شهدا کرده بود؛ خود نیز بشارت شهادت بشنود؟

کسی که واحد شهدای حوزه علمیه را پایه گذاری کرد و بسیاری از طلاب،نوجوانان و دانشجویان به وسیله او با شهدا آشنا و مانوس شدند.

کسی که برنامه ی غبار روبی از مقبره شهدا را هر شب پنجشنبه جزء برنامه ی طلبه ها و بسیاری از جوانان مشتاق کرد.

کسی که خادم الشهدا بودنش حتی در تعطیلات نوروز ترک نمی شد. کسی که سایتی بزرگ را برای ترویج یاد و خاطرات شهدا ایجاد کرد."شهود عشق " نام سایتی است که همیشه یادگار او یاقی خواهد ماند.

براستی عجیب است بشارت شهادت برای محمد؟

کسی که پاتوقش مقبره شهدای گمنام بود و حتی مراسم عقد خود را نیز در کنار قبور آن عزیزان برگزار کرد، آیا عجیب است این بشارت را به او بدهند؟

باور کنید تعجب ندارد کسی که اربعین ها کنار مرقد شریف مولایش حسین(علیه السلام) بود؛ این خواب را ببیند.البته شاید حواله شهادت را امام رضا(علیه السلام) به مولایمان حسین داده باشد چرا که محمد تابستان بسیاری از سال ها مهمان امام رضا(علیه السلام) بود .
آن هم مهمان ویژه.

اگر به محمد بشارت شهادت ندهند پس به چه کسی بشارت بدهند؟

محمدی که مکرر از دوستانش، در حوزه و همرزمش در سوریه شنیدم که می گفتند: هر وقت قبل از اذان صبح بیدار می شدیم محمد را می دیدیم که در حال خواندن نماز شب است.

بگذریم که یکی از دوستانش می گفت: گاهی  بعد از خواندن نماز شبش، چند دقیقه قبل از اذان بلند می شد و با حالت کسالت از حجره بیرون می رفت و وضو می گرفت تا دیگران متوجه نشوند که اهل نماز شب است.

براستی این اخلاق، شایستگی بشارت شهادت را فراهم نمی کند؟

چه زیبا مرحوم آیت الله قاضی فرموده بود: هر کس نمازهایش را اول وقت بخواند و به مقامات والای معنوی نرسد مرا لعن کند.

و چرا محمد به مقام والای شهادت نرسد در حالی که بر خواندن نمازش در اول وقت  اصرار می ورزید.

و چرا اصرار نکند در حالی که اشتیاق گفتن اللهم ارزقنی توفیق الشهاده فی سبیلک را داشت.

راستی یکی از خصوصیات عاشقان شهادت،انس با زیارت عاشورا سیدالشهداست. و محمد اینگونهبود.خودش در دفترش یکی از خواب هایش را اینگونه می نویسید:

"یک شب خواب دیدم،داشتیم با جمعی زیارت عاشورا می خواندیم، یک لحظه در قاب عکس، امام حسین(علیه السلام) را جلو خویش دیدم.آن عکس حرکت کرد و با من سخن گفت و گفت: هر وقت خواستی زیارت عاشورا بخوانی با معرفت بخوان و توجه ات به زیارت عاشورا باشد و آن را با تمام وجود بخوان و به معنای آن توجه داشته باش"

و شاید همین خواب، سر مخفی خواندن زیارت عاشورایش و اشک ریختن با آن بود.

محمد خوب فهمیده بود که مقام شهادت را فقط به مخلصین می دهند و لذا به گفته ی یکی از همراهانش در منطقه شلمچه، قبل از اذان صبح که بسیاری خواب بودند از خواب بلند می شد و شروع به تمیز کردن محوطه می کرد تا زائرین شهدا، ظاهر منطقه را مثل باطنش پاک ببینند.

قرآن کریم یکی از اوصاف مومنین را رسیدگی به فقرا و نیازمندان می داند، و اما محمد تا قبل از شهادت عامل به این هم بود.

در منطقه ی شیخ نجار سوریه بچه های چند خانواده فقیر و نیازمند می آمدند و غذا می خواستند و محمد که با آنان دوست شده بود مقداری از غذاهای خودشان را جمع می کرد و ظهر و شب به آنان می داد و حتی یک صبح وقتی دید غذا هست، در هوای تاریک و بارانی و پر از خطر راه می افتاد و به خانه های آنان (که شناسایی کرده بود) می رفت و غذا را به آنان می داد.

عاشقان شهادت می دانند که راه رسیدن به قرب الهی ادب در برابر اوست.و لذا کسانی که با محمد مدتی بوده اند همه از ادب او نسبت به قرآن و اسماء الله می گویند که هیچ وقت حاضر نمی شد وقت خواب و استراحت پایش به سوی قرآن دراز باشد.

اینقدر این حساسیت زیاد بود که یکی از رفقایشمی گفت: گاهی می شد وقت خواب با اینکه ظاهرا قرآن و اسماءالله ی نبود اما محمد خوابش نمی برد و می گفت احتمالا چیزی هست و بعد از جستجو معلوم می شد تا چیزی بوده است.

شاید بهترین کار آن باشد که سری به دفترش بزنم و خواب دیگرش را برایتان نقل کنم.دفتری که اولش نوشته شده راضی نیستم کسی قبل از مرگم آن را بخواند.

"یک شب خواب دیدم.فکر کنم ماه رمضان بود. خواب دیدم حضرت علی (علیه السلام) در همان مسجد کوفه و در همان زمان که به شهادت می رسد پیشنماز است و جمعی پشت سر ایشان نماز  می خوانند.خواب دیدم که یک لحظه ابن مجلم مرادی می خواهد با شمشیر به حضرت علی حمله ور شود و من آن لحظه نگذاشتم به حضرت صدمه ای برساند.دو یا سه بار می خواست حضرت علی را به شهادت برساند ولی من نمی گذاشتم تا که نماز تمام شد."

راستی چه رمزی است بین بشارت شهادت توسط امام سجاد (علیه السلام) و اعزام به سوریه از طریق تیپ امام سجاد (علیه السلام)

چه سری است بین بشارت توسط امام سجاد و دفاع از حرم عمه امام سجاد (علیه السلام)

و براستی چه رازی نهفته است بین خواب دفاع از امیر المومنین (علیه السلام) و شهادت در راه دفاع از زینب کبری دختر امیرالمومنین.

راستش را بگویم الان تازه متوجه شده ام محمد را اصلا خوب نمی شناختم.

 



  • موافقین ۲ مخالفین ۰
  • ۹۴/۱۱/۲۰
  • ۱۵۶۵ نمایش
  • علی سهراب پور

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی